۱۰۰۰ جای دیدنی دنیا ۱۰۰۰ جای دیدنی دنیا
مجموعه فوق‌العاده زیبا از ۱۰۰۰ جایی که قبل از مرگ باید دید!
سریال زنان سرسخت
سریالی بسیار ریبا در ژانر درام و کمدی. برنده ۳ جایزه golden globe
X
تبلیغات در بلاگ اسکای
جامعه : چرا اعتراضات به خیابان کشیده می شود؟



   ۹روز از انتخابات گذشته است و هنوز اعتراض ها نسبت به نتیجه انتخابات ادامه دارد. تخلف در انتخابات و نتیجه ای دور از ذهن،بحثی است که توسط معترضان اعلام شده و هر سه کاندیدا،آقایان موسوی،کروبی و رضایی در این مورد اتفاق نظر داشته و اعلام کرده اند که دلایل مستندی مبنی بر تخلف در انتخابات دارند که حتی بعضا بازشماری آرای برخی صندوق ها هم نمی تواند مشکل را حل کند. در این جا فارغ از اینکه آیا تخلف شده است یا نه و اینکه مستندات کاندیداهای معترض چیست، می خواهم بحث دیگری را مطرح کنم.

 قویا بر این باورم که بایستی هر اعتراضی در چارچوب موازین قانونی و با روش های حقوقی پیگیری شود. و مطمئنا آقایان کاندیدا و معترضان نیز این نکته را خوب می دانند.  قدر مسلم آن است که دو شاخص شفافیت و پاسخگویی، از اصلی ترین عناصر ایجاد اعتماد گروه هدف(شهروندان) به حکومتگران می باشد. و هر چه قدر میزان شفافیت در ارایه اطلاعات و آمار و باسخگویی مسئولان نسبت به موارد تشکیک شده و مورد سوال بیشتر باشد، اعتماد عمومی نسبت به آنان بیشتر خواهد بود و اعتراضاتی هم اگر در این رابطه به وجود بیاید، سعی می شود که از طرق قانونی پیگیری گردد چرا که شهروند احساس برابری دارد. اما در حوادث اخیر چه دلایلی دست به دست هم داد تا حس اعتماد عمومی و برابری ایجاد نشود و اعتراض ها را به خیابان ها بکشاند؟  

1:قطع سیستم پیامک(sms)از روز پنج شنبه 21 خرداد (به مدت 9 روز) بدون هیچ دلیل موجه و مشخصی توسط دولت، یکی ازموارد ایجاد بی اعتمادی بوده است.سیستم پیامک تلفن همراه  که یکی از راحت ترین، ارزان ترین، پر سرعت ترین و همه گیرترین سیستم های ارتباطی و اطلاع رسانی خصوصا در روزهای آخر انتخابات به شمار می رفت، ناگهان در شامگاه پنج شنبه 21 خرداد (ساعاتی قبل از آغاز رای گیری) در سراسر کشور قطع شد و تا دیروز ادامه داشت،باید خاطر نشان کرد در این رابطه هیچ مسئولی پاسخگو نبوده و نیست از آن رو که ابتدا وزارت ارتباطات و فن و آوری اعلام کرد سیستم پیامک قطع نشده ! و ساعاتی بعد اعلام داشت که سیستم را دولت قطع نکرده و این کار توسط نهادها و ارگان های دیگرصورت گرفته است. جای سوال آنکه کشور را چه کسی ویا چه کسانی اداره می کنند. دولت یا گروه های خود سر؟  پس از گذشت دو روز، بالاخره اعلام شد که قطع سیستم پیامک به دلیل ایراد فنی بوده است که متاسفانه پس از گذشت9 روز، این ایراد فنی رفع شد.

2:توقیف روزنامه کلمه سبز به صاحب امتیازی میرحسین موسوی درست روزانتخابات و فشار بر حذف مطالب و تغییر تیتربرخی از روزنامه ها ازجمله اعتماد ملی و ... که درنهایت برخی از آنها با چند صفحه سفید روانه دکه های مطبوعاتی شدند، نشان دیگری از سانسور خبری است. 

3:فیلترینگ سایت های خبری ظرف یک روز، سومین پایگاه خبری و اطلاع رسانی  خصوصا کاربران اینترنتی را با مشکل مواجه کرد. ظرف یک روز(23 خرداد) ده ها سایت اصلاح طلب - حامی موسوی و منتقد دولت نهم  فیلتر شد. قلم،کلمه،نوروز،آینده،موج سوم،یاری،شهاب نیوز و ... و هم چنین یوتیوب و فیس بوک مسدود و فیلتر شدند.تنها سایت های اطلاع رسانی محدود شد به سایت های خبری حامی دولت. و البته محدودیت اینترنتی به بستن سایت ها و برخی وبلاگ ها ختم نشد و یک باره سرعت اینترنت کاهش پیدا کرد. در حدی که اتصال به اینترنت با سیستم Dial up تقریبا غیرممکن است  و خطوط Adsl هم با سرعت پایین، کارآیی چندانی ندارد.(البته امشب سرعت بهبود یافته و فرصتی شد تا مطلبی بنویسم و در وبلاگ بگذارم)

4:اختلال در شبکه مخابراتی و قطع تلفن های همراه در تهران در ساعاتی که تجمعات برگزار می شود( از حدود ساعات 5 عصر تا پاسی از شب)امکان برقراری ارتباط و اطلاع رسانی را با مشکل مواجه کرده است.

5:دستگیری های گسترده خصوصا دانشجویان و فعالان سیاسی، بی اطلاعی خانواده ها از وضعیت فرزندانشان، ضرب و شتم معترضان و حمله به کوی دانشگاه تهران و ... توسط نیروهای لباس شخصی.

6:عدم پوشش خبری واقعی توسط صدا و سیما و نگاه مغرضانه و غیر مردمی این رسانه به رویدادهای اخیر و سانسور خبری. صدا و سیما که هیچ گاه به واقع با توده ی مردم همراه نبوده و صرفا در نقش یک دستگاه تبلیغاتی برای طیفی خاص از جامعه بوده است،اکنون نیز با عملکرد مغرضانه و هدفمند خود،نه تنها عدالت را رعایت نکرده و بودجه ی ملی را صرف گروهی خاص می نماید بلکه به جای ایجاد فضایی برای آرامش و رفع اختلافات، به تشنج بیشتر دامن می زند. عملکرد صدا و سیما در این چند روز بیشتر به رفتار کودکی می ماند که از روی لج و برای نشان دادن برتری اش به طرف مقابل(طرفی که هیچگونه امکانات رسانه ای و اطلاع رسانی ندارد) همه توان خود را به کار گرفته و یا بهتر بگویم همه ی دارایی اش را به رخ می کشد.  نگاه صدا و سیما به تجمعات واعتراضات مردمی، عدم پخش تصاویر راه پیمایی میلیونی در آزادی و عدم ارائه اخبار درست و واقعی و بدون جانبداری  از تجمعات و عدم ارایه اطلاعات و اخبار از طیف های مختلف جامعه به طور صحیح و نسبت دادن ایجاد تنش و آتش کشیدن خودروها و اماکن به معترضان و تاکید  (به طور مکرر) در ساعات مختلف خبری مبنی بر اینکه حضور آشوبگران در خیابان موحب تضعیف کسب و کار مردم و ایجاد ناامنی از سوی آنان  و مزاحمت برای شهروندان است و  .... اعتماد مردمی و معترضان را سلب کرده و آنان را عصبانی تر می کند که خود محرک این اعتراضات می باشد. صدا و سیما بیانیه آیت الله مکارم شیرازی را قرائت می کند که به آقای احمدی نژاد تبریک و اعتراضات مردمی را محکوم کرده است. اما بیانیه هایی که سایر علما و آیات عظام از جمله آیت الله صانعی ، موسوی اردبیلی،بیات امجد ،مجمع روحانیون مبارز و مجمع مدرسین حوزه علمیه قم که بعضا  به نتیجه انتخابات و یا به برخورد با مردم معترض بوده اند را مسکوت نگه داشت. باید گفت رسانه ملی تمام و کمال در همه ساعات و شبکه های خود در هر حال به دفاع از یک جناح (یا بهتر بگویم از یک گروه خاص از یک جناح) پرداخته و به شدت در برابر سایر اقشار جامعه ایستاده،این در حالی است که حتی دقیقه ای را حاضر نیست به گروه های معترض و دیدگاه های مخالف حتی با پخش یک تصویر کوچک یا اعلام یک خبر درست، اختصاص دهد.( حضور نماینگان معترضان در یک برنامه تلوزیونی و بیان اعتراضات به مردم، پیشکش!) به کار بردن تعابیری چون اغتشاش گر و اوباش و ... و تقسیم بندی دانشجویان به حزب اللهی و شلوغ کن و ... از سوی مقامات و نهادها و نسبت دادن تخریب اموال و اماکن به معترضان (که رسانه ای هم برای دفاع از خود ندارند) موجبات جری تر شدن شهروندان می گردد.

متاسفانه در این میان نیزنهادهای مسئول و پاسخگو همچون وزارت کشور خصوصا شورای نگهبان، به تحریک معترضان دامن می زنند.حال که شورای نگهبان مرجع قانونی برای رسیدگی به تخلفات انتخابات بوده و در واقع بایستی پناه مطمئن و مورد اعتماد برای موافق ومخالف باشد.که با بررسی دقیق و موشکافانه همچنین بدون جانبداری از فرد یا گروهی خاص به تحقیق و تفحص پرداخته و پس از آن اعلام موضع نمایند، که آیا تخلفی صورت گرفته است یا خیر؟ اما متاسفانه آنچه که امروز شاهد آن هستیم این است که بر خلاف قانون اساسی که صحت انتخابات پس از تایید شورای نگهبان اعلام می شود، به سرعت صحت و قطعیت آن از سوی نهادها و مقامات دیگر اعلام شد که جای شک و تردید را نسبت به شورای نگهبان (بر خلاف آنچه سخنگویش(کدخدایی)مرتبا اعلام می کند که این شورا بایستی به اعتراضات رسیدگی نماید) بر جا گذاشت . اینکه پیش از بررسی اعتراض به تخلفات، سریعا اعلام موضع نمایند  که تخلفی صورت نگرفته است،یا مرتبا با بیان این نکته که اعتراضات کاندیداها کلی است و یا مستندات خاصی ارایه نکرده اند و ... و بی تفاوتی ای  که در گفتار و چهره سخنگوی شورا مشهود می باشد، دیگر چه جای اعتماد و اطمینانی برای معترضان و مردم می ماند؟ و این تصور پیش می آید که آنها(شورای نگهبان) پیشاپیش تصمیم خود را گرفته اند. همه ی این عوامل باعث می شود اعتماد عمومی نسبت به اینکه مسئولان حقیقتا قصد بررسی دارند سلب شده و برای نشان دادن اعتراض خود به خیابان ها بیایند.

به هر حال آنچه مسلم است آنکه اگر شرایط و امکانات برابرباشد و استفاده از پایگاه های اطلاع رسانی و رسانه (اعم از رادیو و تلوزیون و روزنامه و اینترنت و ...) به طور یکسان در اختیار گروه ها قرار گیرد و عدم توقیف روزنامه و فیلترینگ سایت ها و ... موجبات نگرانی گروه های مخالف را فراهم ننماید، اعتراض ها نیز در قالبی قانونمند پیش خواهد رفت و باعث نخواهد شد که دیگر جمعیت معترض برای رساندن فریاد اعتراضشان، به خیابان ها بیایند تا بدون سانسور و مستقیم و بی واسطه، اعتراض خود را در قالب نمادین تجمعات و تحصن ها اعلام کنند.

 

حامیان موسوی در اعتراض به نتیجه انتخابات 



نوشته شده توسط مهرنوش نجفی راغب در روز یکشنبه 31 خرداد 1388 ساعت 10:54 PM

                                               رهنورد آمد:

                             زنان جایگاه از دست رفته شان را پس خواهند گرفت

 

بی مقدمه :جایگاه زن درادبیات حاکمیت دولت نهم آنگونه بوده،که برای زنان حق وحقوقی کمرنگ وشایدکاملا فاقد رنگ تعریف کرده اند تا جایی که به ارزیابی مسئله ازنوع پوشش لباس تا کارکردن جنس دوم درعرصه های اجتماعی پرداخته و با برخوردهای رادیکالی باشتابی از رو، درعمق نفوذ کرده وخواهان برهم زدن ساختارهای شکل گرفته در یک دهه گذشته بوده اند؛ حال تاکجا موفق شدند نقش خود را ثبت کنند وآن را بسط دهند به مطلبی از روزنامه سرمایه در هفته گذشته اشاره می کنم، شکایت مادر یک پرستار جوان ازمامورگشت ارشاد، به سبب مرگ دخترش ، همچنین اتفاقی مشابه درسال 86 واقع درهمدان آن هم ستاد امربه معروف ونهی ازمنکر که پزشک جوان را به کام مرگ برد.. مسئله ی قابل بررسی آنکه آیا سیاست های جنسیتی برای هنجارپذیر کردن الگو های مورد تایید و قانون مند کردنشان می تواند راهگشای ناهنجاری ها باشد؟ یا آنکه این نمونه از برخورد تنها برای کنترل و دوام بخشیدن به مشروعیت حکومت است؟ وبا زیر سئوال بردن زن درجامعه آن هم برخورد از نوع پوششی، همان طور که در بالا اشاره شد، خواهان کنترل برجنس دوم هستند؟ و اینکه چگونه و با چه ابزاری آن را تعریف واستدلال می کنند ؟ هرچند که بنابر نظریه جامعه شناسان ابزار گرا، افرادخود بهترین داور منافع خود شان می باشند ؛ بررسی کنیم، افراد در همان جامعه مورد سئوال چقدر از امکانات موجود برای داوری را در دست دارند؟و قدرت تمیز دادن سره از ناسره و بلوغ اجتماعی را چگونه باز می شناسند؟ و آنکه قدرت مشروع  وجهه  را در کدام  سطوح  مورد تفتیش وانگیزاسیون قرار می دهد؟.... حال آنکه  خبرگزاری مهر از نصب دوربین های مدار بسته در مدارس دخترانه  استان تهران خبر داد.سئوالی که مطرح می شود این است آیا حفظ و کنترل زن می تواند جامعه را به سوی اتوپیای مطلوب از دید حاکمیت رهنمون کند؟ جایگاه پلیس نظم برای کنترل و ایجاد خط کشی های مد نظر  و مورد تایید می تواند الگوسازی های به هنجار را با خود همراه سازد؟ وآنکه هنجارمداری را با چه خاصیتی می توان تدوین کرد؟ و ثبت قدرت حکومت در حاکمیت  با چنین کیفیتی می تواند افراد جامعه را از هر طیف با خود هم سو و همراه کند؟! و سئوال دیگر آنکه درکل، خوب و بد بودن پوشش را چه کسی  و یا چه کسانی تعریف می کنند؟

از نگاه دیگر،آنان که جایگاه زن را شایسته  و بایسته دانسته ، با محوریت گوشه گیر کردن و در خانه نگاه داشتن می توانند به آن موجودیت  ببخشند، و او را یک موجود اجتماعی بخوانند؟ ویا تنها در مشارکت های مورد قبول و مورد حمایت  جایز می دانند؛ و با فیلتر های موجود قصد بر هم زدن معادله به منظور تفکیک را خواستارند؟.

 زنانی از جنس این خاک ؛ دخترانی از دل سرزمینی که آماج حوادث بسیار در طول تاریخ بوده است. زنانی از جنس ایران که پا برجا وپر غرور خود را نشان داده اند.از استقرار اولین بانک ملی  و حضور فعال سیاسی واجتماعی شان دردوران انقلاب مشروطه که خواستار رفرم  بودند تا انقلاب 57.. حال بعد از گذشته سالها ادبیات نو ظهور حکومت در دولت نهم به حذف زنان در پست ها وعرصه های مدیریتی  و رسانه یی پیکان خود را هدایت کرده ، لغو مجوز مجله زنان در سال 86 که بعد از شانزدهمین سال انتشارش هیئت نظارت بر مطبوعات از نشر آن جلوگیری به عمل آورد تا حذف جنس دوم از قانون اجتماعی وحضورش در جامعه با کم کردن ساعات کار وعدم وجودش در پست های مدیریتی که برخی از زنان را نیز با این روند هم سو وهم جهت کرده و مطلب را مطلوب دانسته، تا آنجا که به قلم  رادیکالی  به پردازش مسئله از دیدگاه اقلیت اندکی در حمایت از گروه نظم  دست یازیده اند؛ همچنین جایگاه اکثریت زنان را سلب و با کنش های منفی مسئله را پرداخته اند؛ وتنها وظیفه را حفظ خانواده در چارچوب تعریفی دانسته اند، که از آن رو به الگو سازی های مورد حمایت رجوع کرده اند..اصل بیست ویکم قانون اساسی از کرامت زن سخن می راند ولی قوانین موجود  خلاف آن را از حق اجتماعی  تا حقوق فردیش به زیر پا می کوبند.نگاه اجمالی به ساختار شد تا بنویسم و بگویم در فضای محدود شده افرادی برای حق خواهی می آیند حال آنکه می مانند یا تخریب می شوند ویا نیامده حبس می شوند، خود بحثی دیگر را طالب است. در.این راستا این بار قرعه به نام زنی از همین خاک رقم خورد، که بیاید وبگوید هنوز هستند زنانی که بودن را، خواستن را و توانستن را  زمزمه می کنند، زنی از تبارهنر، مجسمه سازی برجسته با 35 سال سابقه کار و فعالیت در عرصه فرهنگ، زنی از جنس سیاست با مدرک فوق لیسانس در رشته علوم سیاسی وجزء دوهزار استاد برجسته در جهان از دانشگاه کمبریج ؛حال بانوی اول ایران و مشاور محمد خاتمی رییس جمهور دوره اصلاحات دوش به دوش میر حسین همان نخست وزیر جوان در دوران جنگ هشت ساله را می گویم،( یادش به خیر) این را قدیمی ها بر زبانشان می چرخانند.همان نخست وزیر سال شست و یک؛ او نیزدر این برحه خواهان اصلاحات است.به نقل از روزنامه گاردین رهنورد به همراه همسرش پا به عرصه سیاست انتخاباتی گذاشت ، و زهرا رهنورد آمد ؛ اولین رییس دانشگاه در ایران، بعد از انقلاب؛ با شست ویک سال سن. رهنورد با همان سن وسال آمد تا ترسیمی از رنگ را داشته باشد، خوب رنگها را می شناسد، چون باآنها عجین شده ، او یک هنرمند مجسمه ساز است که خود را در وادی سیاست انداخته و از این رو هنوز هنر را بدون رنگ فاقد ارزش می داند، او می داند رنگ ها در کنار هم معنا پیدا می کنند از خاطر  روسری های گلدارش را در پستوی خانه پنهان نکرده و در کنار میرحسین با همان روسری های رنگی حاضر می شود و نقش یک کمپینر را ایفا می کند .او صورتش  را پنهان نکرده که خود می تواند یک پیام باشد و اینکه مردم کشورش دوستانش هستند نه خائن و اجنبی به آن چون مردم سرزمینش اجنبی شناسند ، جنگ هشت ساله گواه این مطلب است . زهرا رهنورد آمده است تا بگوید هنوزجایگاه زن به طور قطع تخریب نشده ،او آمده است که بگوید هنوز در ترافیک پر دود و غبار رادیکالیستها  می توان نفس کشید، می خواهد بماند.از همین روست که کسی نمی تواند حتی آن هنگام که وی شیرین عبادی تنها زن برنده جایزه صلح نوبل در ایران را سال گذشته برای سخنرانی به دانشگاه الزهرا دعوت کرد و از سوی جناح راست مورد انتقاد شدید قرارگرفت،محکوم کرد چون وی ایستاده و به ایمانش معتقد است . زهرا رهنورد دوش به دوش همسرش موسوی وارد فضای انتخاباتی شد و حضورخود را اعلام داشت. حال اوآمده است تا جایگاه زنان را به عنوان یک زن، نه به عنوان همسر میر حسین باز پس گیرد.از دید او زن آن جنس دومی نیست که برای پوششش قانون وضع کنند ،چرا که اوتنها در پوشش خلاصه نمی شود.تاریخ ، حضور فعالش را نتوانسته نادید بگیرد او جرات سخن گفتن را در این فضا شکست در فضایی که « مهرنوش نجفی راغب » عضو شورای شهر همدان و از اعضای فعال جامعه مدنی را به خاطر صراحت بیانش و اعتقاد فکریش از پست های کلیدی شورا جا گذاشتند ودر یک برنامه از پیش تعریف شده او را بایکوت کردند،اما « نجفی راغب » هنوز ایستاده است چون می داند و باور دارد فراد هم روز دیگریست. « رهنورد » آمد تا نوید فردا را به او و « نجفی راغب » های دیگر برساند. زنان ما ایمان داشته باشند که می توانند در جایگاههای اجتماعی وپست های کلیدی توان وجسارتهای خود را نشان داده وجایگاهشان را باز پس گیرند واجازه تعیین پوشش را به قانون مدارنماها ندهند.در فضای انتخاباتی حضور گسترده زنان که تاثیر شگرفی بر تغییر ساختارهای سیاسی واجتماعی خواهد گذاشت حائز اهمیت است و نمی توان از آن چشم پوشید یا بی نگاه گذشت. زهرا رهنورد آمد که بگوید جنس زن هنوز تعدیل نیافته است وایمان داشته باشند که فردا در راه است چون این خود زنان هستند که فردا را می سازند از آن روست که دیگر سکوت معنی خود را از دست داده است...............

                                   

 

                                           مثال خنده برشت می مانید

                                          

 

آن هنگام که سیاست را به حاشیه به حکم هدایت گری توده و جو زدگان کشانده اند و خود را عالم به علم روز می دانند به گفته برتولت برشت گویی که هنوز آن خبر هولناک را نشنیده اند.بزرگان انجمن های اسلامی منتخب دانشجویان و روشن فکر بازان با شما هستم به حاشیه کشانده شده اید و خود نیز دانشجو را در حاشیه نگاه داشته اید ِمثال خنده برشت می مانید.

 

                                                     یار دبستانی من

 

می نویسم نه از خلاصه شدن ، یا سانسور و نه برای یادآوری؛ می نویسم از سئوالهایی که ذهن درگیر آن است . مراسم بزرگ داشت 16 آذر حزب مشارکت همدان که در پاره ایی از موارد تردید هایی را در اذهان به جا گذاشته است. برگزاری مراسم روز دانشجو در حزب جامعه مدنی هم خالی از بحث نبو ده و نیست. شنبه 16 آذری که گذشت تریبون آزاد دانشگاه بوعلی سینا و کسانی که قصد خفه کردن صدای یاران دبستانیم را داشتند در بی جوابی از سئوال های بسیار ماند گویی دوباره تاریخ تکرار شده باشد .مصاحبه فعالان دانشجویی با رادیو فردا و اینکه بر سرشان چه گذشته است ودانشجو چطور در فضا تعدیل رفته است پر از بی جوابم . خورد باز خوردها همه روزه در تقابل با هم افکار نو ظهور را به استحلاک کشانده اند ؛چرا که اجازه تولید فکر را گرفته و آن را در یک ناهمگونی روانی قرار داده اند .قدرت را هنوز آنطور که شایسته است نتوانسته ایم تعریف کنیم و برایش نمود آوریم ؟فکر و قدرت از طبقه ایی به طبقه ی دیگر قابل برسی و باز نگریست است چرا که متغییر زمان و مکان است.

         

 فعالین ومهمانان جامعه مدنی بخوانند

                              

                             انسان وسیله ای برای رسیدن به مقصود

شروع می کنم  آنچه را که می دانم بی طرف از آنچه که دیده ام بنویسم .نوشتن از پزشک جوانی که در ستاد امر به معروف ونهی از منکرشهرستان همدان دست به خود کشی زد، نسبت به مطلبی که پیش تردرباره آن صحبت شد . در جریان پرونده شک وشبهاتی ازسوی خانواده مقتول و رسانه های خارج از کشور همچنین آنان که در داخل می خواهند از آب گل آلود ماهی بگیرند و سیاست را آن طورکه می خواهند تعریف کنند بود، لازم دانسته شد دوباره نگاهی به مسئله انداخته شود. آن هم از حیث ضرورت . در فضای حاکم متجدد نماها بارتخریبی بسیاری نسبت به آنان که به اصطلاحشان متحجر ودگم هستند داشته ودارند.حائزاهمیت آنکه چهره هایی  که مورد تایید است را پر رنگ و آنان که نسبت به شرایط ومحیط به نفع نیست را ترد و زیر سئوال می برند. شیرین عبادی یکی از وکلای خانواده بنی یعقوب  بعد از واگذاری پروند ازسوی مهرنوش نجفی راغب و علی محبی به وی که خود تمایل همکاری را نشان داده بود؛ برای آنان که همچون زهرا بی گنا ه جان خود را از دست دادند چه اقدام یا اقداماتی انجام داده است؟ واینکه پرونده ی قربانی  تا کجا پیش رفت ...صحبت های که خانواده بنی یعقوب برای رسانه های داخلی وخارجی عنوان داشتند، باعث شد تا مهرنوش نجفی راغب تنها وکیلی که از سوی کانون وکلای همدان معرفی شد ،قلم بگیرد و بگوید چه گذشت درآن مدت که پرونده راعهده داربود ،بنویسد  آنچه  که می دانست ، دیدها وشنیدها را ؛ از بی حرمتی هایی که کتمان آن دیگر در فضا جایی نداشت .بنویسد که چطورازهمه سو آن چنان محاصره اش کرده بودند تا بکوبند وبکوبانند ش برای آنکه ازجان ازدست رفته یک قربانی به قصد دفاع برآمد نه ارگان ونهادی که عمد یا غیر در آن دخالت داشتند. جان یک انسان از دست رفته  نه مطالبات تلافی جویانه .نجفی راغب از دلتنگی هایش نوشت .

بخوانند آنان که سیاست بازان حرفه ای در سطح کشوری وخارج تراز آن در مکان هستند لابیگرانی که قصد سوءاستفاده دارند . در زیر به جوابیه ایی مهرنوش جفی راغب وکیل معرفی شده کانون وکلای همدان که نسبت به اظهارات برادر زهرا به رسان های خارجی  عنوان داشته است را جریان می اندازم.

   

  به مناسبت بزرگ داشت سال گرد زهرا بنی یعقوب

 

  

 

 

.....زنان                                        مرا سر  باز گفتن کدامین سخن است؟*


هفته ی گذشته آقای رحیم بنی یعقوب، برادر مرحوم دکتر زهرا بنی یعقوب طی مصاحبه ای در رابطه با جریان رسیدگی به پرونده ی فوت خواهرشان، مطالبی عنوان کرده بودند که  بنا به گفته ی خود وی( در همان مصاحبه) قطعا نیاز به خبر تکمیلی داشته و دارد!

ایشان در بخشی از مصاحبه ی خود و در رابطه با وضعیت وکالت پرونده، مطالبی را اظهار داشتند که اینجانب، طی  ای میلی به خبرنگار آن توضیح کوتاه و مختصری دادم.

حقیقت آنکه اینجانب اظهارات آقای بنی یعقوب را ناشی از برداشت های احساسی وی دانسته و به دلیل شرایط روحی و ماجرای تلخی که بر این خانواده محترم گذشته بود، قصد ارسال جوابیه و یا توضیح تکمیلی را نداشتم و احساسم بر این بود که ایشان در این شرایط و با حساسیتی که پرونده دارد(که قطعا جای بررسی و کار زیاد نیز دارد) شاید حق داشته باشد که اینگونه بدبینانه حتی نسبت به وکلای خود اظهار نظر نماید.

اما پس از گذشت چند روز و مباحثی که پس از آن مرتب حول محور این مصاحبه مطرح می شد و با عدم درج توضیح کوتاه بنده توسط خبرنگار محترم (با توجه به اینکه بیش از این از زمان مصاحبه ی فوق نگذرد) لازم دیدم  که جهت روشن شدن یکی دو نکته، در نقطه سر خط و از تریبون شخصی خودم، مختصر توضیحی داشته باشم:

1)اول اینکه ای کاش آقای بنی یعقوب این حرف ها را دست کم یکبار با خود بنده مستقیما مطرح می کرد،  شاید دیگر نیاز به این مصاحبه و با این شکل نبود. ایشان در حالی اینجانب را به کم کاری و اهمال در این پرونده  و به نوعی حتی عدم مطالعه پرونده متهم کرده است که درست همان روز مصاحبه، طی تماس تلفنی با اینجانب،  از من ( که دیگر حدود یک ماه است وکالت را به وکلای تعیینی واگذار کرده ام) درخواست کرده بود که مدارک و خلاصه پرونده را (که خوانده بودم) برایشان ارسال نمایم!!

 ضمنا هیچ وکیلی به موکل خود، با گفتن اینکه من برایتان نمی توانم کاری انجام دهم اعتبار خود را زیر سوال نمی برد( مگر اینکه هنوز وکالت نگرفته باشد)

2)چنین مصاحبه ای که آقای بنی یعقوب به آن اشاره کرده  که بنده و آقای محبی با همدیگر در آن شرکت داشته ایم وجود ندارد. در صورت وجود چنین مصاحبه ای لطفا رسانه ی مربوطه که مصاحبه را پخش یا درج کرده ، معرفی نمایند.

3) عجیب است که آقای بنی یعقوب اظهار نموده که هویت آقای محبی برایشان نامشخص است!!

لازم به ذکر است که تمامی مراحل وکالت، قانونی بوده و چنانچه آقای بنی یعقوب در این رابطه ابهام یا سوالی داشتند می توانستند دست کم برای یکبار به کانون وکلای همدان مراجعه نمایند.

4) در هر حال گزارش کار وکالت ما به طور مشخص در کانون وکلای دادگستری همدان موجود است و حدود یکماه پیش نیز و همزمان با ورود وکلای تعیینی در پرونده، ریاست محترم کانون وکلای همدان گزارشی از وضعیت وکالت پرونده و اقدامات وکلای داوطلب برای آقای بهمن کشاورز رییس اسکودا(اتحادیه ی سراسری کانون های وکلا) ارسال نموده اند.

با این وجود، چنانچه همچنان نکته ی تاریک یا مبهمی در رابطه با عملکرد ما به عنوان وکلای داوطلب از نظر آقای بنی یعقوب به نظر می رسد می توانند و حق دارند جهت هرگونه اطلاع و یا اعتراض به کانون وکلای دادگستری مراجعه نمایند.

بدیهی است که اینجانب به عنوان رییس کمیسیون حقوق بشر کانون وکلای همدان و احدی از وکلای داوطلب سابق پرونده ، آماده ی  پاسخگویی در رابطه با نحوه ی انجام وکالت در این پرونده می باشم.

ضمن آنکه کانون وکلا، کمیسیون حقوق بشر و وکلای داوطلب، از بدو ورود به این پرونده و هر پرونده ی دیگر، قطعا هدفی جز رسیدن به نتیجه ی مطلوب و احقاق حق موکلان نداشته و همواره آماده ارایه ی کمک های حقوقی به موکلان در راستای اجرای وکالت مبتنی بر حق محوری را دارد.

                                                 

                                               *******

 

و اما ....به قول دوستی: در این شرایط، مگر دیواری کوتاهتر از دیوار یک وکیل داوطلب وجود دارد؟!

 و به قول خودم: عیبی ندارد. بگذار که  ما، بلاگردان همه باشیم .....