جایگاه مطبوعات در ایران
آغاز کار مطبوعات در جهان را می توان مدیون بازرگانان امریکایی دانست . بسط و گسترش آن ابتدا از طریق آگهی ، نفوذ اقتصادی ، گزارش بازارکار و بازار یابی بود و این شکل از تجارت رفته رفته مطبوعات را در جهان نهادی کرد که تنها به مسائل اقتصادی منحصر نباشد.
قابل ذکر است مسائل اقتصادی در تقسیم بندی به عنوان زیربنای جامعه قابل اهمیت می باشد. زیرا مسائل سیایسی واجتماعی را تحت انقیاد خود دارد.
مطبوعات ایران در زمان قاجار رشد وامتداد یافت. روزنامه های رسمی آن دوران وقایع اتفاقیه درصیانت منافع ملی وتوسعه اقتصادی وتنزیه اخلاق مدنی اهمیت داشت وقبل از آن روزنامه میرزا صالح و کاغد اخبار،صور اسرافیل ، مجله نوبهار و تازه بهار در دوران مشروطه وبسیاری دیگر که به دلائل سیاسی واجتماعی قابل کتمان نبود متوقف و نویسندگان و روزنامه نگاران آن را به خاطر مسائل مختلف بازداشت ومجازات می کردند. گاه روسها می رنجیدند که فلان مطلب خوشایند نبود ، گاه بریتانیا دلخور می شد که چرا می نویسند وچرا می خوانند و برای ممانعت از دانستن از راه های مذهبی وارد می شدند و از مطالعه عوام به طورق مختلف از جمله شگرد بهایت جلوگیری به عمل می آوردند ، از طرفی دیگر درباریان به قبا شان بر می خورد که هیچ غلامی حق نظردادن ندارد.وبسیاری دیگر که تاریخ درخود جا داده است .در زمان حال نیز در پی حضور دولت جمهوری وحکومت دولت نهم در راس ، از یک سو دولت را و از سوی دیگر ملت را تحت شعاع خود قرار داده است ؛ در عرصه رسانه با قرار گرفتن وزارت فرهنگ وارشاد که درباره پسوند ارشاد آن بحث زیاد است می توان گفت همه روزه شاهد برخورد با رسانه واصحاب رسانه بوده و هستیم. حکومتی که دمکراسی و آزادی مطبوعات را شعار خود قرار داده در بسیاری از موارد عکس آن عمل می کند.
اصل بیست وچهارم- نشریات ومطبوعات در بیان آزادند مگرآنکه مخل به موارد اسلام یا حقوق عمومی باشد تفصیل آن را قانون معین می کند.
سئوال این است آیا کتمان وقایع موجود در اجتماع واینکه دانستن آن حق مردم است مغایر با قانون اساسی نیست؟
در اوایل بهمن ماه سال جاری یکی دیگر از مجلات ملت با برخورد از سوی ارگان نظارت بر مطبوعات روبه رو شد که منجرب به توقیف آن گردید.روز دوشنبه هشت بهمن ماه در شانزدهمین سال انتشار مجله زنان هیئت نظارت بر مطبوعات توقیف آن را صادر نمود.دلایل از دید ارگان نام برده فمنیستی عمل کردن ،سیاه نمایی وضعیت زنان،عدم امنیت در جامعه،وتخریب وجهه مقدس بسیج بوده است.
حال لازم است در پایین به برخی موارد اشاره شود.ما درسالهای گذشته شاهد پیدایش مسئله ایدز در جامعه بودیم که از طریق خون الوده به کشورخسارات جبران ناپذیری وارد کرد؛ بسیاری از افراد را با بیماری روبه رو و درگیر، خانواده هایی را جدا و داغ دار نمود. از سوی دیگر بیماری از طریق سرنگهای آلوده و موارد جنسی رشد صعودی از خود نشان داد و اعلام یک زنگ خطر برای کشور؛ اوایل مسئله از لحاظه شرعی ، عرفی همچنین درخانواده ها قبال مطرح نبود و می توان گفت قبحی نداشت تا آنکه رشد سریعش در جامعه می رفت تا تخریبگری بسیار از خود داشته باشد. حال وضعیت کنونی را با سال های قبل اگر بخواهیم مقایسه کنیم در خواهیم یافت که هم اکنون راه های پیشگیری از آن در مدارس ، رسانه ها به طور کامل آموزش داده می شود و داروخانه ها ملزم به در اختیار قراردادن سورنگهای یک بار مصرف به معتادان می باشند و استفاده از کاندوم در رابطه های جنسی را آموزش می دهند. بررسی کنیم اگر این اتفاق را کمی زودتر شروع می کردیم آیا درصد مبتلاشدگان را به حداقل موجود نمی رساندیم؛ برمی گردم به بحث مسئله هیئت نظارت هر چند لغو امتیاز نشریات با ارگان نام برده نمی باشد.مطبویات رکن چهارم جمهوریت نقش بسیار در جوامع به خود داشته و دارند در جامعه ایران نقش مطبوعات خالی از رنگ شناخته شده آن هم به دلایل قابل ذکر .
زنان در جامعه وآسیبهای مربوط به آنها چنان مخرب دانسته شده که می تواند بیماری اجتمایی را به دنبال خود داشته باشد .
حکوت که در راس سیاست قرار دارد و دولت مردانی که خود را نماینده ملتی می دانند که با حق رای مردم پا به عرصه سیاست گذاشته اند اگر عاقلانه با مسئله برخورد کنند به جای کتمان واقعیتها به دنبال را چاره باشند جامعه باخطر مرگ دست به گریبان نخواهد بود.آن طور که می رود تنها انزوا طلبی ملتی را خواهد داشت که از ابتدای زمان تا کنون در یک سراشیبی به حال خود رها شده و سنت مطلقه می تواند از دل چنین جامعه های بروز ورشد نماید. سئوال دیگری که مطرح است آیا در جوامع اسلامی به هیچ عنوان مسئله های پر خطر ظهو نمی کند و چنین جامعه هایی مبرا دانسته می شوند.دختران خیابانی، فروش آنها به کشور های حوزه خلیج ، خود فروشی آنها در اجتماع حاضر، ترویج فساد وفحشا، فرار آنها از منزل روبوده شدنشان از یک سو متارکه زنان در اجتماع از سوی دیگر، حضور زنان متارکه کرده در فعالیت های اجتمایی برخورد غیر قانونی بسیج با زنان ودختران که نمونه آن را در همدان شاهد بودیم خود کشی زهرا بنی یقوب در بازداشتگاه ستاد امر به معروف ونهی از منکر و مطلب دیگر آنکه اگر بحث سنت ومذهب است پس باید در را به روی افکار ووسایل بست ومانند دوران های پیش زندگی را ادامه داد چون مدرن وسنت در تقابل هم قرار دارد. دولت مردان به جای آنکه خانواده ها را با مسایل آشنا و راهکارهای مناسب در اختیارشان قرار دهند به سوی مطبوعات یورش می برند ومطالب آنها را کاذب واختشاش اذهان عمومی برمی شمارند در بسیاری ازموارد شاهد بوده ایم نقش زن در خانواده آنقدر مهم بوده است که بارها ائمه نیز بر آن تاکید داشته اند واصل بیست ویکم نیز دولت را موظف به رعایت حقوق زن کرده است . در جایی لئون تولستوی روسی بارها گفته است زنان ومادران نجات جهان به دست شماست.در پایان باید گفت لغو مجوز نه تنها کمکی به اشاعه و خوب جلوه دادن بسیج واخلاقی بودن جامعه نمی کند بلکه بار منفی خود را در اذهان به جا خواهد گذاشت که مسئله دور از سیاست سیاست گذاران می باشد.
هشت مارس ، روز جهانی زن ، گرامی باد
