چهارشنبه هجدهم اردیبهشت سال هزارو سیصدو هشتاد وهفت خورشیدی دانشگاه بوعلی سینای همدان:
دانشجویان دانشگاه مذکور ساعت 13:05 در سالن ورودی دانشگاه مقابل درب پلمب شده انجمن اسلامی تجمع کردند تا توهین های ریاست دانشگاه را به سمع همگان برسانند .پوشیدن لباسهای آستین کوتاه برای آقایان ممنوع وخانم ها نیز از پوشیدن مانتوهای تنگ ومدل دار محروم ؛ این دستوری بود از سوی آن ریاست به همگان .
سئوالی که مطرح می شود این است آیا هرارگانی نسبت به محیط تحت انقیاد خود می تواند در همه ی ابعاد نفوذ داشته باشد!؟
اصل هشتم قانون اساسی- در جمهوری اسلامی ایران دعوت به خیر، امربه معروف و نهی از منکر وظیفه ای است همگانی و متقابل بر عهده مردم نسبت به یکدیگر، دولت نسبت به مردم ومردم نسبت به دولت .شرایط وحدود وکیفیت آن را قانون معین میکند((والمومنون والمومنات بعضهم اولیاء بعض یامرون بالمعروف و ینهون عن المنکر)) نظر به اصل بیست ششم وبیست وهفتم وسایر اصل ها که ارگانهای دولتی که حکومت در آن تعریف می شود سهو"ا از آن چشم می پوشند وبا سلایق فردی و محدود پیش می تازند قابل بررسی است. در هر ارگان و محیط اداری و دولتی ریاست آن حرف نخست را به عنوان حافظ نظم می زند و پلیس نظم را ،تعریف و تعقیب می کند . باید خاطر نشان کرد نفی از کار وتنبیه ومراقبه ابعاد منفی خود را با زوایای مخرب تری بازتاب می دهد تا ایجاد شرایط مورد حمایت از سوی تعریف کنندگان آن . پردازشی لازم است تا گفته شود؛بیست ونه سال از انقلاب ایران می گذرد در این مدت شاهد بودیم که پلیس نظم هر روز باعناوین مختلف در پی محدود کردن به حکم حضور در یک جامعه مذهبی و دینی افراد را زیر نظر و محدود تر از فضا تعریف شده دارد. نکته حایز اهمیت آنکه تنبیه ها بیشتر از تشویق ها مورد توجه بوده وهست . در یک محیط آکادمیک و علمی جای تاسف آن است که ریاست دانشگاه به جای پرداختن به مسائل دانشجو در یک محیط کاملا جهانی و علمی از پوشش و شان دانشجو با توجه به دید گاه سخن می گوید و از فضای علمی فرسنگها فاصله می گیرد . وجود گروه های فکری در محیط بار تخریبی خود را دو چندان نشان می دهد و فراتر از آن می رود تا محیط را به جبهه بندی بکشاند . زیرا تفکرات غالب و تایید شده که همه روزه مورد حمایت است به دنبال آن است تا افکار مغلوب را زیر چنبره ی خود داشته با شد و سرکشی مغلوبین است که جو را می شکند .سال هزارو سیصدو هفتادو شش با حضور حکومت اصلاحات به عنوان اقلیتی از مردم در چهارچوب دولت وملت، فیلترهای بعد از انقلاب را جابجا کرد تا افکار را به نوع دیگر با خود داشته باشد آنچه برای ملت و دولت تعریف می کنیم این است که ...دولت در نتیجه عوامل عینی است که استقلال سیاسی خود را مشخص وملت در نتیجه عوامل عینی مختلف است که اجتماع تاریخی خود را پی ریزی می کند . ودر جای دیگر در تعریف دولت وحکومت. دولت انتزاعی است چون یک کل است که کم و بیش دائمی است و در تعرف حکومت آنرا مشخص شده می دانیم که تنها بخش کوچکی از کل جمعیت در آن شرکت دارند و متغییر است و می توان گفت بخشی از دولت است .در دوره اصلاحات افکار حکومتی دانشجو را در یک فضای آکادمیک با توجه به مطالبات صنفی همراه داشت که در آن زمان افکار مخالف و اصولگرا حزب نظم را با پلیسش راهی تمام فضاهای دانشگاهی کرد و دانشجو را مورد تنبیه وضرب وشتم قرارداد زیرا فضای حمایتی گسترده ای را داشت که اصلاح طلبان در دوره حکومت اصولگرایان از آن بی بهره می باشند . بازداشتهای پنهانی، خود سرعمل کردن ارگانهای نظامی و امنیتی و بسیاردیگر که پرانتز دیگری را طالب است .می توان گفت حضور حکومت در دولت ،این حکومت است که خط فکری وجهت آن را بر همگان روشن می سازد و محیط را تحت حمایت و دید خود دارد. بررسی کنیم آیا با روی کار آمدن هر حکومتی سلایق مردم تغییر می کند و گسترده تر از آن طرز تفکر افراد هم باید از خود فعل وانفعال نشان داده و تغییرات فاحش داشته باشد؟ انقلاب دوم فرهنگی با روی کار آمدن حکومت دولت نهم در دانشگاه یک نمونه است .دید فکری دانشجویان سالهای اصلاحات و نوع فکری و دید دانشجویان دردوره انقلاب فرهنگی .نکته ی مهمی است که نمی توان از آن به راحتی گذشت.
دانشجویان دانشگاه بوعلی سینا خواستار رسیدگی به توهین های ریاست دانشگاه به شان وشعور دانشجو و دانشگاه بوده وهستند.وجالب تراز آن اینکه دانشگاه بیشتر به یک فضای پادگانی و نظامی مانند شده تا یک فضای علمی. ماموران دانشگاه به تجمع کنندگان هشدار دادند که درپی آن تهدید های را نیز به دنبال داشت در حالی که در فضای آکادمیک این حق دانشجواست تا مخالفت کند و اعتراض خود را به همگان برساند و نگاهی به اصل رعایت نشده اصل بیست و هفتم قانون اساسی - تشکیل اجتماعات و راه پیمایی ها بدون حمل سلاح به شرط آنکه مخل به مبانی اسلام نباشد آزاد است
. و سئوال در یک کشورانقلابی که دمکراسی حرف نخست را در سیاست خود دارد جایگاه قانون اساسی که از قانون فرانسه اقتباس شده است کجاست؟ مقام دانشگاهی ما درکاسه جهانی در چه رده ایی قرار دارد؟ تا کنون چقدر از دانشجویان ما مورد حمایت دانشگاه وفضای آن بوده اند؟......اگر اعتراضی باشد، آنهم شاید به غذای انشگاه است ...... وقابل تامل است حاشیه در اقتصاد ،سیاست و اجتماع نقش پررنگ تری از اصل به خود دارد.پوشش تحمیل شده بینش را بردانش بسته است وبیش تر از آن هم نمی توان انتظارداشت فضای خشن دانشگاه حتی به نگهبان آن این اجازه را می دهد درباره پوشش دانشجو نظر داده ودانشجو در فضا تعدیل رود .