فرمان در دست سرمایه
در زمان حال نیز کارگران در کشورهای در حال توسعه با توجه به صنعتی شدن وارداتی که نظام سرمایه آن را تعریف و دنبال می کند شکل گرفته اند بدون در نظر داشتن حق پایمال شده شان. اضافه کاری ها یی که در کنار ابزاری کردن شکل گرفته و دستمزد ها را کاهش داده ، در بسیاری از موارد ماشین وابزار کار باعث تعدیل نیروی کار وکارگر شده است درکشور های مادر کار گران خارجی ارزان تر خود را به ظهور رسانده اند .
نیروهای مولد بدون شرایط قابل تعرف آن هنگام که به قهر می روند نظام های سرمایه آنان را با کمترین حقوق به بیگاری می برند. واعتراض است که جمع گسترده ایی را از کار و درآمد محروم می کند در هر حالت که باشد این سرمایه است که به نیروی مولد محتاج است . در کشورهای زیر چنبر سرمایه سرمایه داران هستند که با شرایط حکومتی آن را جلو می رانند ،تا بسته عمل کنند و خشونت حکومتی باعث تعدیل فکری و روانی کارگران شود . سرمایه دار حکو مت اقلیتی را تعقیب می کند و از این رو همچون گروه های فشار در پشت پرده فرمان را محکم در دستان خود نگه داشته است. نظام های برده داری را اینگونه تعریف کرده اند که غلام زیر دست ارباب بوده است با توجه به وجود شرایط غذا در برابر کار تا پایان عمر و سکونت گاه دایم . درباره واسا لها که از اربابان فئودال زمین می گرفتند رابطه را کاملا شخصی بر می شمردند وحق حقوقی که به واسال تعلق می گرفت . در باره کار گران چه باید گفت بعد از انقلاب صنعتی که نظام پرولتاریا در قالب اولیه بدون داشتن کوچک ترین امکاناتی شکل گرفت جز این بود که کار اجباری را تحمیل شده دیدند ساعات کار حتی به کودکان رحم نکرد همچون امروز که در کشورهای کم درآمد کودکان ازحقوق بسیاری محرومند. حق اعتراض نبود همچنان که امروز نیست و با ترجمه اختشاش عمومی در بند می شوند. دست مزدها پایین بود همچنان که امروزه هست ..آنجا بود امروزی چون گذشته که سرمایه حکومت را تعریف وشکل داد.



